الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
171
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
جامع انتزاعى : آن است كه مابازاء خارجى ندارد لكن منشأ انتزاعى خارجى دارد . مثل عنوان احد الامرين يا احد هذه الامور كه در خارج معينا اين است و آن اما عنوان احد الامرين را ذهن ما از خارج انتزاع مىكند . حال ، در واجبات تخييريه ( كه انسان مخير است ما بين دو يا چند چيز ) : گاهى : اين امور كه اطراف واجب تخييرىاند ، جامع ماهوى دارند . و گاهى : جامع ماهوى ندارند . آن جاها كه دارند ( مثل عنوان انسان ، قلم و . . . ) اگر هيچ مصداقى خصوصيت نداشته باشد ، مولى ، در مقام بعث و طلب ، امر مىكند به همين عنوان جامع . مثلا مىگويد « اكرم انسانا » و آنگاه عقل ما را مخير مىكند بين اكرام هر فردى از افراد انسان . اين قسم از تخيير را تخيير عقلى گويند و منافاتى با تعيينى بودن ندارد زيرا در هر واجب تعيينى كلى ، به حكم عقل ، مكلف مخير است بين امتثال اين فرد يا آن فرد و . . . يا مثل اشتر قلما . . . و گاهى : اطراف واجب تخييرى ، جامع ماهوى ندارند فقط جامع انتزاعى دارند . مثل افراد كفارهء افطار عمدى كه ما بين عتق ، صيام ، اطعام جامع ماهوى نيست و هركدام از مقولهاى جداگانه هستند . در چنين مواردى ، مولى ، در مقام طلب ، به دو صورت مىتواند امر كند : الف . يا به عنوان انتزاعى و ساختگى ( كه جامع بين آنهاست ) امر مىكند . مثلا مىگويد : اوجد احد هذه الامور . ب . و يا به هركدام مستقلا امر مىكند لكن با عطف به « او » ( - يا ) عاطفه كه دلالت بر ترديد و تخيير دارد . مثلا مىگويد « صم او اطعم او اعتق و . . . » . اين قسم از تخيير را « تخيير شرعى » مىگوييم و مراد ما از واجب تخييرى ، در قبال تعيينى ، همين تخيير شرعى است نه عقلى . 4 . تخيير شرعى ، خود ، بر دو قسم است : الف . گاهى تخيير بين متباينين است كه قدر متيقن در بين نيست . مانند تخيير بين صيام شهرين ، اطعام ستين مسكينا ، عتق رقبه .